تبليغاتX
...پشیمونم....







...پشیمونم....

وقتی دلتو شکست صداشو درنیار....یه روز دلش میشکنه صداش درمیاد
















        **  اگه هم صدام بودی هیچکی حریفم نمیشد **

 

    اینجا زمین است.......زمین گرد است……..

     تویی که مرا دور زدی ، فردا به خودم خواهی رسید !!!!!!

                     حال و روزت دیدنی ست….

   (این پست ثابته)

باران . 90/04/14 . .



 

 

  دوباره اشتباه .......

 

 

   + پرستو شرمندتم .............

 


  + خداحافظ همگی

  حلالم کنید.

باران . 91/02/26 . .



   مژده به دوستای گلم:

   عزیزایی که از VPN و SOCKS استفاده میکنند

     از این به بعد میتونن به آدرس زیر مراجه کنند

     داداش گلم در خدمتشونه....

    اینم آدرس: فقط کافیه کلیک کنید

ساکس برتر...بدون افت سرعت 

http://www.socks3.blogfa.com/

 

باران . 91/02/13 . .



من زنم

و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو!

درد آور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی!

قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند.

تاسف بار است که باید لبسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم.

 

باران . 91/02/02 . .




   تو از کدوم قصه ای که

   خواستنت عادته

   نبودنت فاجعه

   بودنت امنیته

 قول داده بودم پرستو رو معرفی کنم ...توصیف یه فرشته کاره خیلی سختیه

 اما به امید خدا از اول شروع می کنم:

 غروب 5شنبه بود....7 مهر 90

 بعد از دست و پنجه نرم کردن با مرگ،خسته ازینکه چرا هنوز نفس میکشم

  اومدم توی وبم،

 آخه اینجا تنها پناه لحظه های دلتنگیمه.......اینجا نوشتن آرومم میکنه

 یکی یکی کامنتا  رو خوندم جواب دادم

 یه کامنت تازه...یه دوست جدید ...با یه آدرس وب :

 .............(( روزهای سرد تنهایی ))..........

 اسم وبش حال و روزمو توصیف میکرد

 رفتم سراغ اولین پست و شروع کردم به خوندن

 داستان زندگیش بود...درست از زمان تولد....

 اون شب تا صبح چشم به مانیتور دوختم.....

 خوندم و گریه کردم...آخرش فقط یه کامنت گذاشتم :

 ((پرستو جان همشو خوندم....دمت گردم

 تازه فهمیدم دردای من در برابر مشکلات زندگی تو هیچه...خیلی دوست دارم

 بیشتر باهات آشنا بشم.....میخوام کمکم کنی.............منتظرتم.......09))

 حالا از کار صبحم پشیمون بودم.وقتی دیدم پرستو این همه سال زجر کشیده

 جز خدایا شکر چیزی نگفته...حالا چه برسه به مرگ و خودکشی............

 ولی من وقتی کسی که 3 سال با همه ی وجود عاشقش بود ، تنهام گذاشت

 فقط دنبال راه رسیدن به مرگ بودم.

 خدایا شرمندتم.....

 صبح شنبه با صدای اس ام اس پرستو بیدار شدم....بعدم زنگ زد.

 این بود نحوه ی آشناییی ما.....اما هنوز ادامه داره........................

 حرفاش آرومم میکرد......خیلی منطقی و قشنگ حرف میزد....

  لحظه به لحظه کنارم بودو واسه ادامه ی زندگی بهم امید میداد.

  همه  معترض شدن که چرا یه لحظه گوشیو کنار نمیذاری.....

 اما من سرم گرم پرستو بود و دیگه به آزار و اذیتای اطرافیان توجه نداشتم

 دلم خوش بود اون لحظه هایی که دلتنگی خفم میکنه

 یکی هست که شنیدن صداش آرومم میکنه

 یکی هست که موقع گریه پا به پام گریه میکنه

 موقع خنده صدای خندش میون خنده هام میپیچه

 یکی که شب با من میخوابه....صبح با من بیدار میشه....

 خدا پرستو رو فرستاد راه زندگیو نشونم بده

 اما..........اون شد همه ی زندگیمم

 حس عجیبی بود اینکه  یکی با صداش آرومت کنه....

 اما حتی نتونی تصور کنی چه شکلیه؟؟

 آخرای آذر بود که عکسشو برام فرستاد......

 حال یه عکس دارم که بغلش کنم....بوسش کنم و باهاش حرف بزنم

  عکسشو دیدم زنگ زدم:

 ((پرستو خیلی ماهی ، اما راستش تا با چشمای خودم نبینمت

  باورم نمیشه وجود خارجی داری من مطمئنم تو یه فرشته ای،

 یه فرشته که بقیه فرشته ها از حسودی بالاشو بریدن فرستادنش روی زمین

 اونم شد یه پرستوی غریب بین ما آدمای نامرد.))

 میترسیدم از عشق بگم...هنوزم میترسم....آخه یه تجربه ی تلخ داشتم

 اما کم کم فهمیدم پرستو هم عاشق شده به قول خودش:

 (( باران شده همه زندگیش))

 حال یه دنیای 3 نفره دارم: خدا...باران...پرستو

 نفسم به نفسش بنده

 کارم زاری به درگاه خدا بود.....میگفتم: خدایا فقط یه بار ببینمش.....

 بالاخره جواب داد

 به لطف خدا قسمت شد و فرشته ی نجاتمو دیدم

 باورم نمیشد.....شرمندتونم آخه اون لحظات قابل توصیف نیست

 دیدنش کوتاه بود اما به یاد ماندنی

 بهش قول دادم زود میام...اما هنوز قسمت نشده دوباره برم.

 خیلی خوشحالم دیدمش ...اما کسی حالمو نمیفهمه

 از وقتی دیدمش حالم دست خودم نیست

 حالا میگم خدایا فقط میخوام کنارش باشم.....

 یعنی تو دنیا به این بزرگی یه پرستو سهم من نیست؟

 میدونم لیاقتشو ندارم

 اما خب چرا منو عاشقش کردی؟ خوب میدونی بعد اون فقط تورو دارم

 این حقمون نیست که 1000 کیلومتر جاده بینمون باشه

 این حقمون نیست که دستامون از هم دور باشه

 فقط تو میدونی منو پرستو توی این 7 ماه چقدر سختی کشیدم

 چقدر برای هم جنگیدیم ...فکرشم نمیکردم یه روزی واسه اینکه

 عاشق یکی شدم...که از جنس خودمه باید به همه جواب پس بدم

 همه رو قانع کنم......خدایا چرا این بنده هات اینقدر بدن؟؟؟؟

 فقط تو میدونی پرستو چه کارایی برام کردو من چقدر شرمندشم.....

 حالا از شما آبجیای مهربونو و داداشای گلم میخوام :

 برای منو عشقم دعا کنید

 این فاصله و دوری حق ما نیست.


 + این پست خیلی طولانی شد....ببخشید

  ببخشید اگه چشمای نازتونو خسته کردم.

 +  این شعرم تقدیم به پرستوی نازنینم:


 وقتی رسیدی که شکسته بودم ... از همه ی ادما خسته بودم...

 وقتی رسیدی که نبود امیدی... اما تو مثل معجزه رسیدی...

 بعد یه عالم عشق و بغض و فریاد خدا تو رو برای من فرستاد...

 خوب میدونم جای تو رو زمین نیست...خیلیه فرق تو فقط همین نیست...

 ادمای قصه های گذشته .......به کسی مثل تو میگن فرشته...

 فرشته ی نجات فرشته ی نجات تو جون ازم بخواه اونم کمه برات...

باران . 91/01/19 . .



 

 وقتی که دیگر نبود ،

 من به بودنش نیازمند شدم.

 وقتی که دیگر رفت ،

  من در انتظار آمدنش نشستم.

 وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد

  من او را دوست داشتم

 وقتی که او تمام کرد ،

  من شروع شدم .

 وقتی او تمام شد ،

 من آغاز شدم .

  و چه سخت است تنها متولد شدن ،

 مثل تنها زندگی کردن

  مثل تنها مردن

                     ... دکتر شریعتی ...

 


 + من عاشق دکتر شریعتی و حرفاشم

  + راستی یه خبر داغم دارم: 

  به خاطر سوالای زیادتون راجع به پرستو

 به زودی یه پست جدید میذارم

 و پرستومو به همهتون معرفی میکنم

  دوستون دارررررررررررررررررررررررررررررم

  فعلا با با ی

باران . 91/01/15 . .



   حتــــم دارم....

  کارگران در تمام جاده ها مشغول کارند!!!!

  همه راه هایی که تو را به من میرسانند در دســـت تعمیرند !!! 

   اگر نبود  تـــــــو حتما می آمــــــدی.....!



 + چشماتونو به من گرد نکنید

 + اینو مخوص پرستو جونم نوشتم

باران . 91/01/10 . .



 این تو نیستی

 که مرا از یاد برده ای

 این منم

 که به یادم اجازه نمیدهم

 حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند...


  ... ... صحبت ازفراموشی نیست....


 صحبت از لیاقت است ....

 هر چی میگذره بیشتر به این موضوع پی میبرم که لیاقتمو نداشتی

 آره...لیاقتت همون آشغالایی هستن که دورتو گرفتن....

 راستی یه تصمیم سبز گرفتم:

 میخوام امسال بهارمو بدون تو بهاری کنم.....تا به دنیا ثابت کنم بزرگترین دروغ عشقه

 (پپری تو به خودت نگیری با اون بودم )

 خدایا ممنون که نجاتم دادی

 خدایا ۳۶۵ روز گذشت

 اولش دلخور بودم که عشقمو گرفتی اما به این نتیجه رسیدم اون عشق نبود....

 یه اشتباه کوچولو بود

 خدایا امسال خیلی چیزا بهم یاد دادی

 صبر کردن...تحمل کردن...فراموش کردن....

 خیلیارو سر راهم قرار دادی اول و اخرش که پرستو

 اما کلی آبجی بهم دادی

 آبجی مهسان....آبجی بهار....آبجی شاداب....آبجی ندا....آبجی الهام........

 داداشم بهم دادی

 داداش مجی...۲ تا داداش میلاد....

 بابت همه چیز ممنون

 خدایا مواظب همشون باش

 دستشونو گذاشتم تو دستت...

 قرار بود تحویل سال با پرستو باشم

 اما طبق یه قانونت به اسم حکمت...صلاح ندونستی

 سخته...خیلی سخت....اما راضیم به رضای تو.

 دوستای گلم

 میگن بهار با یه نقطه آغاز میشه،امیدوارم نقطه ی آغاز بهار زندگیتون بی انتها  باشه

 سال خوبی داشته باشید.


 پ.ن :خدایا پپرمو از تو میخوام....دل بی تابشو آروم کن

باران . 90/12/29 . .



  دوستای مهربونم سلام

   نمیدونم چی شد یهو دلم گرفت...فقط چندبار یه کلمه رو تکرار کردم

   خدا .... خدا .... خدا .......

   نمیدونم چی شد که خواستم اینجا بنویسم...

   میخوام ازین سالی که گذشت براش بگم

   از آرزوهایی که حسرتش به دلم موند....از غما...از شادی ها.....

   اولیشو من مینویسم

   بقیه اش با شما

   دلتون واسه حرف زدن با خدا تنگ نشده؟؟؟؟

  بیاید قسمت نظرا

  نامه ای بنویسید به خدا

   از دغدغه و ناراحتی هاتون....از چیزایی که یاد خدارو ازتون دور میکنه

   شاید این حرفا دلیلی باشه واسه....

   ...نزدیکتر شدن دلامون به خدا...

   ایشالا.....

   دوست دارم حرفای دلتونو اینجا بگید

   میدونم خدا میشنوه......... 

 

باران . 90/12/24 . .



من که خدا نیستم بگم:

  صد بار اگر توبه شکستی باز آی!!!!

  رفتی؟

  به جهنم....

بی تفاوتی؟

  به جهنم....

مگر دریا مُرد از بی‌ بارانی ؟!

خدااااااااااااااااا هست در همین نزدیکی ها...........

باران . 90/12/19 . .



   بهم گفت: خدا وقتی یه چیزیو از بندش میگیره

  چیزای بهتری بهش میده ...بعد من چیا بهت داد؟؟؟؟؟؟؟؟

   گفتم :

   بعد تو خدا فقط یه چیز بهم داد که اگه همونو داشته باشم

    دیگه هیچی ازش نمیخوام

   ....... پرستو ......

   بعد تو اینو بهم داد

    کاش زودتر میرفتی تا خدا پرستومو که اول فرشته ی نجات بود

    و الان شده همه ی زندگی و دلیل نفسام....زودتر بهم میداد

    پپری ممنونم که هستی

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

باران . 90/12/14 . .



     آهـــــــــــــــــــــــــای تـ ـ و  .....

    رقیـــــــــب دیــــروز....بازنده ی امــروز..........

     این میوه ای که با لــــــــــــــــــذت میخوری

   .....................همـــــونه که من یه روزی تُفــــــــــش کردم

باران . 90/12/11 . .



  من تنها هستم......

  .....اما......

  تنها من نیستم.....

 

باران . 90/12/09 . .



   هیچ کس نفهمید دل باران چه بی صدا شکست......

   هیچ کس تنهایی هامو حس نکرد....

   وقتی زل زد توی چشمای بارونیم.....

   وقتی با همون زبونی که بارها منو رنجوند گفت:

     پشیمونم ،فقط حلالم کن....

    هیچ کس نفهمید چطور 3سال خاطره...

   ....8 ماه عذاب  آمد جلوی چشمام....

   چجوری از شبای بی کسی بگذرم؟؟؟؟

   دل باران گفت:

   طاقت دیدن این غمو توی چشماش ندارم ...ببخشش باران....

   حالا که پشیمونی شو دیدی......

   با بغض فقط یه جمله گفتم: برو حلالی

    همراه صدای خنده اش یه صدا توی گوشم پیچید:  

    امروز بهترین روز زندگیمه !!!!

   وصدای خفه ای توی دل باران گفت:

   امروز سخت ترین روز زندگیمه !!!!

 

   حلالت میکنم اما هنوزم از تو دلگیرم

   تو میخندی و من آروم تو دست گریه می میرم

   حلالت میکنم اما به دیروز تو زنجیرم

  تورو میبخشم و بازم تو دست گریه میمیرم

 

باران . 90/11/29 . .



sorry  valentine 

.

.

I am   single     

 

  پ.ن:

  از همتون ممنونم که در جواب این پست گفتید تنها نیستم

  آره درسته تا شماها هستین تنها نیستم

  آبجی جونم..پرستوی نازنینم تا وقتی وجود تورو کنارم حس میکنم

  تنهایی جرات نداره طرفم بیاد...خیالت راحت

باران . 90/11/25 . .



       رفتن کسی که لیاقتت رو نداره.........

     ....فاجعه نیست

    .........نعمته.............

باران . 90/11/18 . .



    کی میگه نوشته هام ماله تو اِ…؟؟؟

   کی میگه نباشی من دق میکنم؟

   یعنی اینقد دیوونم که میشینم

   واسه امثال تو هق هق میکنم؟

  کی میگه میخوام تورو ببخشمت؟

   کی بود اینقد منو اذیتم میکرد؟

   کی میگه هیچکی مثل تو نمیشه

   کی میگه تو مهربون و شاعری

   نمی دونم چی بگم از تو ولی

   خیلی باشی تو فقط یه عابری

 

   ********

 

   واسه اینکه سوتفاهم نشه یه مطلبی رو هم بگم تا همه

   (مخصوصا تو) توجیه بشن :

    ببین یک تصمیم سبز گرفتم....

   قرار گذاشتم به پرسش تمام آنهایی که یا پرسیدند.....

  یا قرارست بپرسند.....

   یا (تصور میکنن) من براشون مینویسم ...

   اینگونه پاسخ دهم :

  من او ندارم.

   خودت قضاوت کن....

   قبول کن و مثل من بگو: من او ندارم....

  ***

  پ.ن :

  ای بابا من که واضح توضیح دادم آقا من او ندارم
   چه برسه که بیام و براش بنویسم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
   چی میگی شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نمیدونستم باید واسه نوشتن توی وبم از شما اجازه بگیرم...........

     یعنی اختیار وبمم ندارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

باران . 90/11/04 . .



   وقتی آدما میگن بارون رو دوست داریم ولی تا بارون میاد چتر باز میکنن..

      وقتی میگن پرنده رو دوست داریم ولی تو قفس نگهش میدارن...


  باید از دوست داشتن آدما ترسید!


 قبول دارین ؟

****

چه تجارت ناشیانه ای بود اون همه نازی که من از تو کشیدم....

باران . 90/10/26 . .



   شاید نتونیم به گذشته برگردیم و زیبا آغاز کنیم

  اما میتونیم دوباره آغاز کنیم تا یه پایان زیبا داشته باشیم.

 

   دوستای نازنینم سلاااااااااااااااااااااام

   خوبین؟؟؟؟؟؟؟   خدارو شکر منم خوبم و به لطف شما میخوام بهتر ازین بشم

    من برگشتم .......بعد ۷۶ روز

   آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاخ اینقد دلم براتون تنگ شده بود.

   من برگشتم اما با یه سری تغییرات اول از وبم شروع کردم

   قالبشو که میبینید......مطالبشم کم کم عوض میشه

   خواستم عنوانشم عوض کنم اما نه.............الان واقعا .........پشیمونم............

ا   ما به لطف آبجی پرستوی نازنینم یا بهتره بگم فرشته ی نجاتم......بالاخره راهمو پیدا کردم

     برگشتم...............الان اینجام ...................کنار شما.............. خوشحال میشم

    مثل قدیم بهم سر بزنید و تنهام نذارید.

باران . 90/10/18 . .



      چهار ماهه که زندگیم متلاشی شده....چهار ماهه شب و روزم شده 

      گریه.....بیمارستان....آرام بخش......خونه....غرغر وسرزنش اطرافیان.....این شده زندگی من

    چهار ماهه یه شب آروم نخوابیدم....

     زندگیم واقعا سخت شده ....همه چیز عوض شده ومن هنوز توی خاطرات گذشته موندم،

     نمیتونم با شرایط جدید کنار بیام...هنوز باور نکردم......

     خواستم منم مثل همه یه زندگی عادی داشته باشم...گذشته رو بذارم کنار اما اینجا یه

     آدمایی هستن که نمیخوان من خوب باشم...گذشته رو یادم میارن....اینان که تصور میکنن 

    باران عروسکه ...خیلی راحت باهاش بازی میکنن....با خودش...با دلش.....با آرزوهاش

  

    بابا به خدا منم آدمــــم....نفـــــس میکشم...حق زندگـــــی دارم

    برگردید به تاریخ اولین پست (14/4/90)

    درست زمانی که توی بدترین شرایط بودم...وقتی عشق زندگیمو واسه همیـــــــــــــشه

    پر کشید و رفت...این وبو ساختم...به شما پناه آوردم......دم همتون گرم که تنهام نذاشتید

  

    آره پشیـــــــمون و دل شکسته آمدم اینجا .....همه چیو از دست داده

       بودم....زندگی....عشق...آرزو...خانواده...آبرو.....هیچی نداشتم تنها دلخوشی همین

     صفحه مانیتور بود که وقتی از دلتنگی هام میگفتم حرفها و نظرای قشنگتونو نشونم

       میداد و امیدوارم میکرد........باران بود و یه وبلاگ و کلی آبجی و داداش نتی.....

       که الآن همینم دارن از من میگیرن......حالا باران و تنـــــهایی و تنـــهایی و تنـــهایی

      تا اطلاع ثانوی خیلی خلی خیلی کم میام نت...بعضی اوقات میام و بهتون سر میزنم

      چون  دلخوشی دیگه ای ندارم شما هم قول بدید آبجی بارانو فراموش نکنید

     رفتـــــــن ازینجا سخــــته امـــــا.............باید بــــــــــــــــــرم

     یه آبجی پرستو دارم که حاضرم دنیا نباشه اما اون باشه....

       همیشه بهم میگه باران جان صبر کن به مرور زمان همه چیز درست میشه...

     صبر احترام به حکمت خداست

     آره منم صبر میکنم چون خدا هیچ احترامی رو بی جواب نمیذاره

     برام دعا کنید بتونم تحمل کنم.....بتونم با دلتنگی هام کنار بیام.....

      دلم برای همتون تنگ میشه....وقتی اینجا مینوشتم آروم میشدم اما حالا............................

     به امید روزی که دوباره بیام و کنارتون باشم.

      براتون آرزو میکنم بهترین هایی را که هیچ کس برایم آرزو نکرد.

 

     ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

          بیرون باید کشید ازین ورطه رخت خویش

                          خـــــــــــــــــداحــــــــــــــــافـــــــــــــظـ

باران . 90/08/02 . .



باران . 90/07/26 . .



    او که میرود نمیفهمد.......

  اما او که بدرقه میکند میداند............

   کاسه ی آب معجزه نمیکند !!!!!!

باران . 90/07/21 . .



    همــــه پایـــــان هــا مرگ ندارنــــد

    من این را امروز فهمــــــیدم که به پایــــــــان رسیدم.........

  .

  .

   روزگـــــــــــارا  کــه چنیـــن سخـــــــت به من میگیــــــــری

    با خبـــــر  بـــــــــــــــــــاش که پژمردن من آســـــــــان نیســـــــــــت

     گرچه دلــــــــــ گیــــــــــــــــــــــر تــــــــــــر از دیروزم

    گرچه فــــــــــردای غم انگیز مرا میخواند

    لیک بـــــــــــــــــاور دارم ......دلـــــــ خوشی ها کـــــــــــم نیســـــــت

    زندگــــــــــــــــــــــــــــــــــی  بایـــــــــــــــــد کـــــــــــــــــــــــــــرد

باران . 90/07/11 . .



      دلم گرفته از این روزگار
    دلم گرفته از این روزها که خیلی تاریکتر از شبها شده

    دلم گرفته از این شبهای بی ستاره

    دلم گرفته از این قاب عکس خالی

    دلم گرفته از این گلدونهای بدون گل

    دلم گرفته از این انسانهای بدون دل
 
    دلم گرفته از این که می خواهم سکوت را بشکنم اما نمی تونم

    دلم گرفته از این که هنوز با کوه سخن نگفته از غصه

    متلاشی شد


     دلم گرفته از این که چه کسی حرفم را خواهد شنید؟

     دلم گرفته از این که گفتی میایی ولی نیامدی

    دلم گرفته از این که چرا اسمون من سیاه وتیره شده؟چرا؟

     دلم گرفته از این که چرا خونه من پنجره نداره؟

    دلم گرفته از این که می خواهم بخندم اما نمی تونم

     دلم گرفته از این قلم هم مرا یاری نمی کند

     قلمی که با ریختن اشکهایم دیگر تاب و توان

    نوشتن را ندارد


    خدایا به خدا دلم گرفته

باران . 90/06/17 . .



 

   تفلد    تفلد      تفلدم مبارک.....

   پس چرا هیشچکی بهم تبریک نمیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

   امروز تولدم بود و این عکس رو ندا جونم فرستاده....

 

باران . 90/06/14 . .



براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

   موضوع انشاء  : تابستان خود را چگونه گذراندید؟؟؟؟

  .

  .

  .

  به نام خدا...

  بی او ...!!!!

باران . 90/06/12 . .



 

این بار تو بگو که دوستـــت دارم

.

.

.

نتـــــــــــــــــــــــــــرس ....

.

.

.

من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید

 

 

باران . 90/05/27 . .



     نفسم می گیرد.................

    در هوایی که نفس های تو نیست........

 

                            

   در پنهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند

   و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم......

     شاید این است راز تنهایی ما

                                                     ( دکتر علی شریعتی)

باران . 90/05/23 . .



    سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

   شاید امشب سوزش این زخم هارا کم کنی

   آه...باران من سراپای وجودم آتش است

   پس بزن باران شاید تو خاموشم کنی

باران . 90/05/20 . .



    همیشه فکر می کردم اگر یه روز نباشی می میرم اما

    من نمردم

   و داغون شدم....یعنی بهتره بگم خورد شدم

   خیلی دلم می خواد بگم فراموشت کردم.............

    ولی واقعیت اینکه

   نمی تونم فراموشت کنم

   خیلی دلم می خواد خوابتو ببینم ولی حالا که نیستی خواب به

   چشمام نمیاد

   کاش اینجا بودی و می دیدی که چقدر ....(دوست دارم).....

   کاش بودی تا میدیدی چقدر تنهام....

    کاش میشد خدا به اشکای کودکانم رحم میکرد

    کاش تو زار زدنم و میدیدی و میفهمیدی چقدر بهت نیاز دارم....

 

باران . 90/05/19 . .